ظهر دلگیر

تابستون داره میاد

سلام گل من حالت چطوره؟ خوبی؟ ببخشید دیگه امروز خیلی دلم گرفته... / هوا اینجا خوب و گرمه یخورده باد هست ، صب دوتا کلاس داشتم یه تربیت بدنی که ۴ دور دور زمین فوتبال دویدیم و بعد یه کلاس عمومی الانم یه ساعت دیگه باید برم آزمایشگاه🤦‍♂️ یکشنبه ها خیلی خسته کنندساااا / خیلی دلم تنگ شده برات خیلی خیلی اصلا یجوری شدم که نگو .. ، امیدوارم حالت خوب باشه ، خوب به معنای واقعیش البته ، منم بدک نیستم ، برای اون‌یکی سایت دارم یه پروفایل شخصی میزنم الان ۴ روزه درگیرشم، این کارم بزرگترین پروژه ای میشه که دارم کد میزنم ، درسام هم خوبه ، دوره و اینا هم خوبه ، راستی اون یکی سایت رو باید طبق گفته های شرکت پیش ببرم پس ممکنه ظاهر های عجیب و غریبی بگیره و کلا نفهمی😅 ./ یکی دوتا خبر خوب هم دارم که اینجا نمیخوام حرفشو بزنم البته هنوز که دارم این پیام رو مینویسم مامانم و بابام دست به کار نشدن .. یا شدن و من خبر ندارم ، خلاصه که اتفاقاتی در حال رخ دادنه .. / نفسم گاهی خیلی میترسم ، واقعا تنهای تنها موندم فقط به خدا توکل کردم که خودش مسیر رو برامون سهل و آسون کنه ، وگرنه من خودم خیلی میترسم ، خیلی جاها میدونم کم میارم اما چاره ای ندارم ، میدونم تو هم توی سختی ایی ،، کی از کی خبر داره هرکدوممون به یه شکل هرکدوممون به یه حالت روزای سختی رو داریم . به شخصه فقط نمیخوام کم بیارم چون میدونم اگه عقب بکشم تا آخر عمرم خودمو سرزنش میکنم و خودمو به عنوان یه شکست خورده میشناسم . بقیه مهم نیس چی بگن بم ، وقتی که بهترین شخص زندگیمو از دست بدم پس دیگه چی میمونه که براش افتخار کنم یا دلخوش باشم یا براش زندگی کنم ./ دلبر جونم توی تلگرام کانال شهرتون دارم دیدم هوا چه سرد شده هواشناسی اونورا هم میگه سرده ، سرما نخوریاااا ، میدونی که دعوات میکنم . الان ناخداگاه یاد اولین روزا افتادم که اولین ویس ها رو دادی. یه دختر خانوم گوگولی با صدای گرفته و تو دماغی 😂😉 مابین ویس ها ماماخت رو میکشیدی😅🤧

تاریخ نگارش : -- یکشنبه ۲۳ اردیبهشت / حدودای ۱ ظهر

نویسنده : -- Agha