میخوام چیزایی بگم که حسشون میکردم اما بیان نمیکردم
سلام دلبر عزیز تر از جانم حالت چطوره؟ خوبی؟ تو این اوضاع آشفته امیدوارم خوب و سرحال باشی. یه چیزایی رو میخواستم بگم بهت./// خیلی وقتا حس میکردم وقتی که برام دعا میکرد، باورت میشه وقتی تو کنارم بودی جسور تر و هدفمند تر بودم. واقعا تاثیر مثبت یک فرد خوب توی زندگیم بود. اصن پیشرفت اون موقع هام برام خاطره شدن الان😅. یادته چقدر میتونستم روی کارام قفل شم!؟/// دلم برای اون چهارشنبه ها که عصرا باهم صحبت میکردیم تنگ شده. چه دوران خوب و خوشی بود. قبل تر اگه این خاطرات رو مرور میکردم خیلی قلبم به درد میفتاد اما الان انگار حسم مرده. نمیدونم .الان جای حسرت بیشتر از این شادمان میشم که توی زندگیم یه همچین صحنه هایی هم بوده. میخندم گاهی با صدای بلند،، راستش خیلی نمیدونم الان چی بگم، شاید فقط خواستم بگم به یادتم،، فقط یه چیزی، لطفا مراقب خودت باش. یه فرشته با ارزشی هستی، برای من، برای زندگی من روشنایی هستی. پس لطفا مراقب خودت باش🤗
تاریخ نگارش : -- ۹ اردیبهشت ساعت ۱و۸ دقیقه بامداد
نویسنده : -- Agha